تبليغاتX
جوون ايروني
حنجره یک جوون ایرونی
 فوتبال بهونه بود!!!

حتماً می دونید که فوتبال از قاره سبز وارد ایران شده و شنیده اید که این بازی پر طرفدار ساخته دست سیاست مداران انگلیسیه و هرجا که رد پای انگلیس باشه باید از مکرهای روباه صفتانه آن روباه پیر بر حذر بود. کافی است در شهرآورد(دربی) یا لوگوهای روزنامه ها و... کمی تأمل کنیم و از خود بپرسیم از این هیاهو چه کسانی سود میبرند؟!؟!؟!

متأسفانه فوتبال هم مانند خیلی از آداب و رسوم غربی و شرقی بدون اینکه بومی سازی شود و زوائد آن حذف شود وارد ایران شد.

در واقع همیشه بازیکنان کشورمان در زمین حریف(روباه پیر) توپ می زنند و تماشاچیان نیز در استادیوم حریف(روباه پیر) کف و سوت می زنند و هورا می کشند.

آری ما با قواعد آنان در صفحه شطرنجی که برایمان گسترانده ند حرکت می کنیم.

اما از فوتبال که بگذریم به هنر هفتم(سینما) می رسیم. سینما هم سوغات فرنگ است که همانند فوتبال وارد ایران شده است و متأسفانه دست اندرکاران سینما تخت گاز در جاده آرمان شهر خود یعنی هالیوود و بالیوود در حرکتند و سینما را تفرجگاهی تصور کرده اند که برای گذران اوقات فراغت به آن مراجعه می شود. به همین خاطر فیلم طنز می سازند برای طنز و فیلمنامه می نویسند برای فروش بیشتر.

البته بعضی هم واقعاً دغدغه دارند. به طور مثال خانم تهمینه میلانی با دغدغه فمینیسم. و در این میان من به شخصه فیلم هایی از قبیل فیلم های خانم میلانی را بیشتر می پسندم زیرا ایشان به سینما بسان تفرجگاه نمی نگرند و از دریچه سینما  درصدد انتقال پیام است. هرچند این پیام از نظر عقل و اسلام غلط و اشتباه است. اما دیدن اینگونه فیلم ها حداقل ارزش نقد را دارند. چون دارای محتوی هستند هر چند آن محتوی ضعیف . پوچ باشد.اما در این میان اکثر مواقع که به سینما می روم احساس می کنم کارگردان دارد به شعورم توهین می کند زیرا این فیلم هیچ پیامی ندارد و فقط با استفاده از چند سوپر استار و یک فیلمنامه عشق و عاشقی سعی در فروش بیشتر دارد. به همین خاطر است که هر فیلمی که خارج از این قاعده ساخته شود از نظر من ارزشمند و قابل تقدیر است. هر چند انتظار من از سینما بالاتر از این است و سینما را ابزاری می دانم برای تبیین و صدور آرمان های انقلاب. متأسفانه بعد از گذشت 30 سال از انقلاب هنوز کارگردان و فیلمی که از تخصص و تعهد لازم و کافی برخوردار باشد سراغ ندارم.

هفته گذشته که به همت برو بچه های کافه حزب ا... برای تماشای  فیلم پنالتی به فرهنگسرای رسانه رفته بودم تصور نمی کردم که کارگردان و تهیه کننده فیلم هم در جلسه حاضر هستند و جلسه نقدی هم برپاست. فیلم خوبی بود زیرا خارج از قاعده عشق و عاشقی و بحث ازدواج ساخته شده و دغدغه انقلاب و آرمان های امام در ساخت فیلم حس می شود. هرچند از نظر محتوی شاید خیلی هم قوی نباشد و حتی در یک پلان تعارض با اصول اسلام هم دیده می شود ولی از خود وجود دغدغه هم قابل تحسین و تقدیر است. در این فیلم خانم انسیه شاه حسینی به خوبی فوتبال را بهانه قرار داده و در قالب فوتبالی سعی کرده اند دوربین را به میان پا برهنگان ببرند، همان هایی که امام(قدس سره) در وصفشان فرمودند: حرکت نظام باید به سمت و سوی آن ها باشد.

به هر حال من روی هم رفته به این فیلم نمره 16 می دهم و آرزو می کنم که خانم شاه حسینی در کارهای بعدیشان از این هم موفق تر باشند. البته در این میان نباید از جایگاه مسئولان سینمایی در حمایت از فیلم سازان متعهد هم غافل شد. که متأسفانه این تغافل امروز در مسئولانم سینمایی به وضوح دیده می شود و سیل حمایت ها و امکانات به سوی فیلم های پوچ و در تعاند با ارزش های اسلامی روانه است.     

|+| نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سوم دی 1388  |
 ممد چخان

حتما شما هم شنیده اید که محمد خاتمی ملاقات خود با جرج سوروس را کذب خواند. و گفت که نه او را میشناسد و نه با او ملاقاتی داشته است.

یکی نیست بگه بابا ممد ما دروغ میگیم دیگه چرا به اربابان خودت تهمت در.غ میزنی خوبیت نداره آخه میدونی اونا که مثل شما مسلمون نیستن این تهمتا بهشون نمیچسبه البته جسارت نباشه ما تمام این اعتقادات رو از خودتون یاد گرفتیم و داریم درس پس میدیم.

آره بابا تو که راست میگی اول با زنا دست میدی بعد که گندش در میاد تکذیب میکنی.

تو ایام تبلیغات به ۱۰۰۰ نفر از خبرنگاران لب تاب میدی بعد تکذیب میکنی.

اول ۴۰۰هزار دلار به فلان کارگردان میدی باز هم تکذیب میکنی.

ای بابا ما رو از تکذیب نترسون آخه دفعه اول و اخرت نیست.

کین تاجبخش بزرگ راستگوی دیروز امروز دروغگو شده. عطریانفر و حجاریان هم دروغگو شده اند.

پس نتیجه میگیریم خاتمی راست میگوید و بس. البته وقتی صحبت از راستی و صداقت میشه دور از ادب که نامی از کروبی و موسوی به میان نیاد.

ولی نمیدونم با این همه سند برای اثبات صداقت ممد جون چرا بچه های جنوب ممد چخان صداش میکنن. 

|+| نوشته شده توسط وحيد در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
 شریعتی مرد دیروز، چراغ راه امروز، پله ای برای رسیدن به فردا

اين مقاله متعلق به دوست عزيزم مسعود كيهان است كه به مناسبت سی و دومین سالگرد رحلت دکتر علی شریعتی به نگارش در آمده که عينا در زير آمده است.

                                                          بسمه تعالی

اصولأ نگراني از آينده دغدغه هميشگي بشر در طول زندگي فردي و اجتماعي بوده است. اما حركت نخبه گان كه همچون ستاره در جامعه بشري جلوه نمايي كرده اند. از فرديت بسوي جمعيت بوده است. چرا كه درد ايشان نه آينده خود بلكه بشريت، جامعه بشري، تفكر بشريت و تأثير اين تفكر بر مجمع انساني بوده است. و اين همان وجه تمايز ايشان با ديگر اقشار جامعه مي باشد. بي شك نام دكتر علي شريعتي بر پهناي آسمان روشنگري و روشنفكري ديني جامعه ما بي بديل و مانند همچون ستاره اي درخشان بر آسمان تاريك جهل آدمي خودنمايي كرده است. همو كه درد انسان وامانده از عصر آهن را لمس و علاج آن مردمي كه اباذر و بلال را شنيدند و نفهميدند، ونرسيدند به آن مكتبي كه فطرت انساني انسان او را به سمت مبدأ هستي سوق داده است. فأقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التي فطر الناس عليها (رو بياوريد بسوي دين برگزيده اي كه مطابق همان فطرة خدا گونه اي است كه بر آن خلق شده ايد.) و از حق نگذريم آندسته از روشنگراني كه برخاسته از ديار معرفتي ايي همچون شريعتي بوده اند. چقدر درست تشخيص داده اند و چه ضعيف و بي مايه دست به درمان زده اند. براستي كه نقطه عطف جريان روشنگري ديني در اين فصل رقم خورد. و آن حركت عظيم رو به جلو را سيريقهقرايي تغيير داد. وه كه چه زشت مي نماياند حركت آندسته از كساني كه خويش را مديون تفكر روشنگري ديني دانسته اند و در عين حال حركت ضد دين را در زير علم مظلومي همچون شريعتي آغاز نمودند.آندسته كه براي رسيدن به آرزو وآمال خويش دم از او زدند ونيامده رفيق كاروان معرفت شدند. همانند كساني كه خود را فرزند خوانده هاي ام المومنين عائشه قرار دادند و اورا همچون ملعبه اي دست بدست دادند. و محارم اورا غريبه تر از غريبه قرار دادند.آري براستي كه پيروز شدگان جمل موج سواران كاروان معرفت و انديشه آنهايي بودند كه فقط خود را ديدندو...بردند. ايشان يقينا از بزرگترين دشمنان شريعتي بحساب مي آيند. چرا كه هدف او را نشناختند و تنها و تنها و فقط و فقط نامي از او بر پهناي تاريخ قرار دادند. اما ياد مرد زماني زنده است كه آمال او بعد از او توسط پيروان بر حركت مواج خويش ادامه داشته باشد. اما ايشان آمال شريعتي را، اسلام گرايي شريعتي را، به طبل مخالفت با مناديان حقيقي اسلام تفسير كردند. و از ظن خويش يار او شدند. مثل ايشان مثل هماوردان روز فتنه (جنگ صفين)است. كه در زير پيراهن خونين خليفه سوم و به نام او رسيدن به حكومت را التماس مي كردند. آري بحران امروز روشنگري ديني ما اين است كه سينه چاكان آنرا افرادي تشكيل داده اند كه همچون منطق ارسطويي در شريعتي توقف كردند و از او بعنوانچراغي براي رسيدن به منزلگاه معرفت استفاده نكردند. چرا كه او معتقد بود:كه شرقي منطقي فكر مي كند و غربي ديالكتيكي، اين است كه زندگي غربي در حال حركت و تغيير است و فكر ميكند كه همه چيز را مي شود انتخاب كرد و ميتوان از بين برد و انسان را قدرت تغيير دادن است.

براستي شريعتي را اينگونه بايد سرود،شريعتي مرد ديروز، چراغ راه امروز و پله اي براي رسيدن به فردا چرا كه از شريعتي هم بايد گذشت اما راه شريعتي را نبايد رها كرد. چرا كه تشنگان معرفت را منزلگاهاني است كه هر منزل را مرادي مي طلبد. و هر مريدي را عطشي از برايرسيدن به مقصدي ديگر كه آن هم مقصد نهايي نيست.

|+| نوشته شده توسط وحيد در شنبه ششم تیر 1388  |
 

 

|+| نوشته شده توسط وحيد در شنبه شانزدهم خرداد 1388  |
 به راستي او كيست كه منافع خيلي ها را به خطر انداخته؟

آري محمود خودمان را مي گويم كسي كه معادلات را به زده، و چه خوش گفت نخست وزير مستعفي و 20سال مرخصي رفته عزيزمان كه قاعده بازي عوض شده، بله كه عوض شده همينطور كه ميدانيد و شنيديد فشارهاي زيادي به صدا و سيما آوردهان كه بتواندند مناظره موسوي و احمدي نژاد حذف شود. و حتي امروز كه روز مناظره است با برپايي تجمعي در مقابل مجمع تشخيص مصلت نظام و انتصاب آن به حاميان دكتر به دنبال دست آويزي براي بر هم زدن مناظره هستند.

ديروز وقتي ديدم كه پس از وحدت هاي مختلفي كه در آستانه انتخابات دهم پيش آمده، آقاي كروبي و محسن رضايي هم به انجمن متحدين پيوستند، بر حقانيت دكتر مردمي نژاد بيش از قبل يقين پيدا كردم.

پس از اتحاد اپوزيسيون داخلي و خارجي، BBC فارسي و مطبوعات زنجيره اي يا اتحاد جالب هاشمي و موسوي. به راستي احمدي نژاد منافع چه كساني را به خطر انداخته كه همه متحد شده ايد تا او نباشد و حتي حاضر شديد به قيمت نبودن احمدي نژاد(مردمي نژاد) با دشمنان و مخالفان ديرينه خود ائتلاف كنيد.

آري ديگر مافياي سيگار دمش كوتاه شده، باند دانشگاه آزاد(ع-ج) ديگر نفس هاي آخرش را مي كشد، و قس علي هذا باندهاي واردات خودرو، قطعات كامپيوتري، سلطان شكرو............

بياييد با تمام توان هم بياييد، ما هم آمده ايم تا از كيان فرزند راستين خميني كبير پاسداري كنيم و يادمان نمي رود وعده خداوند خطاب به مكارين كه همانا مكرشان را به خودشان باز خواهد گرداند.

و در آخر همين پيام حضرت آيت الله مظاهري براي ثابت قدمي ما بس است. ايشان در جمع حاميان مردمي دكتر فرمودند: اگر موشك باران سياسي هم بشويد پايدار بمانيد زيرا 22 خرداد شما آن قوم از جهاد بازگشته ايد.

|+| نوشته شده توسط وحيد در شنبه شانزدهم خرداد 1388  |
 نامه سرگشاده جمعی از طلاب تهران به رئیس قوه قضائیه در حمایت از سلیمی نمین

                                                                                بسمه تعالی

                                  باسلام واحترام خدمت ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت الله هاشمی شاهروی

          سخن را با فرمایشی از حضرت امیر آغاز می کنیم که همانا بهترین سخن است. مولی متقیان در قسمتی از وصیت نامه شان 

          به امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:«أنکر المنکر بیدک و لسانک وباین من فعله بجهدک و جاهد فی الله حق جهاده»

         از این فرمایش و فرمایش های متعدد دیگر حضرت اهمیت و نقش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی فهمیده می شود

         تا آن جا که این اصل(امر به معروف و نهی از منکر) از حقوق متقابل مردم و حکومت شناخته می شود و حضرت امیر در نامه به

         مالک اشتر به این أمر اذعان دارند و نقد مسئولان از سوی مردم را جزو حقوق حقه آنان بر شمرده اند. همان طور که مستحضرید بیش 

        از هشت سال از صدور فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری که در راستای اصل امر به معروف و نهی از منکر صادر گشت می گذرد.

        آیا کسی به این منویات مقام معظم رهبری جامه عمل پوشانید تا امروز بتوانیم مدعی این باشیم که لا أقل به تکلیف گوش هایمان عمل کرده ایم؟

         چگونه می توان انتظار داشت عدالت خواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی در جامعه نهادینه شود و حال آنکه هنوز بستری امن برای نقد جدی

         صاحبان نفوذ فراهم نکرده ایم؟ آیا آنقدر که به امنیت سرمایه گذاری و حمایت از سرمایه گذاران توجه کرده ایم به امنیت فرهنگی توجه داشته ایم؟

          همان طور که مستحضرید جناب آقای عباس سلیمی نمین به عنوان منتقدی که در راستای وظیفه انقلابی و دینی خود و پیرو فرمایشات

          مقام معظم مبنی بر عدالت خواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی، اقدام به نقد ساختار مدیریتی دانشگاه آزاد کرده است در جایگاه متهم قرار گرفته

           و جایگاه شاکی و متشاکی عوض شده است. لازم به توجه است که ایشان بنابر آنچه که وظیفه خود احساس کرده اند اقدام به نهی از منکر

           و نقد این فضای مدیریتی کرده اند و باید توجه داشت که شأن ناهی از منکر قرار گرفتن در جایگاه اتهام نیست. و چنین برخوردی به صلاح

            جامعه نمی باشد. زیرا جامعه ای که به سوی عدالت محوری و مبارزه با مفاسد قدم نهاده با چنین برخوردهایی از اجرای عدالت نا امید خواهد

            شد و فضای نقد جدی و مطالبه عمومی در جامعه اگر نگوییم بی رنگ مسلما کم رنگ خواهد شد.

            همچنین نباید از این نکته غافل شد که بدون شک این مسأله یکی از معیارها و میزان های سنجش حکومت اسلامی و بالأخص استقلال

           قوه قضائیه است.

           در پایان ما جمعی از طلاب تهران از شما خواستاریم تا همچنان که نسبت به حقوق رکسانا صابری(متهم به جاسوسی) بی تفاوت نبودید، نسبت

          به حقوق آقای سلیمی نمین(ناهی از منکر) هم بی تفاوت نباشید و فقط به آنچه که به آن متعهد گشته اید عمل کنید. 

|+| نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 اجلاس دوربان2 از زبان پرفسور مولانا
به قلم پروفسور حمید مولانا :

حضور دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در اجلاس ضدنژادپرستی ژنو (دوربان 2)، به عنوان اولین سخنران و انعکاس بی سابقه آن در محافل و رسانه های جهانی نشان داد، که جمهوری اسلامی ایران امروز به عنوان یک مرکز قدرت بین المللی بویژه در حوزه اندیشه، فرهنگ و سیاست، جایگاه بزرگی را کسب کرده است و در صف مقدم گفت وگو درباره حقوق بشر، تبعیض نژادی و مردم سالاری قرار دارد. راستی چه شد که ایران در عرض چند سال جایگاهش تغییر می کند. و از جایگاه متهم در جایگاه مدعی در نظام بین الملل قرار می گیرد؟ چطور ایران از سیاست منفعلانه به دیپلماسی فعال عبور کرده است؟ تقابل با نظام سلطه و زور بین الملل با چه شیوه هایی عملی می شود؟ منشور عدالت سیاست خارجی ایران چگونه در سطح بین المللی و جهانی ارایه می گردد؟   

بقیه مطلب را در حامیان مردمی دنبال کنید.

|+| نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  |
 اگر آوینی بود فیلمی به نام دعوت می ساخت؟!؟!؟!

به بهانه اكران فيلم دعوت

اگر فيلم دعوت حاتمي كيا را هم نديده باشيد بدون شك تبليغات آن را ديده ايد.(دعوت كاري متفاوت از ابراهيم حاتمي كيا)آري واقعأ كار متفاوتي بود. البته اين تفاوت به يكباره انجام نگرفت. كه هيچ تغييري دفعتآ حاصل نمي شود. اين تغيير در آژانس شيشه اي كليد خورد. با موج مرده و ارتفاع پست ادامه پيدا كرد، با به نام پدر سرعت گرفت و با دعوت بود كه حاتمي كيا ارتباط خود را با گذشته اش بريد. حاتمي كيا كه خود را دوست و شاگرد شهيد آويني مي داند. ولي آقاي حاتمي كيا ما برخورد شهيد آويني با ولايت، دستنوشته ها و فيلم هاي او را فراموش نكرده ايم. همچنين از ياد نبرده ايم مصاحبه شما با روزنامه شرق كه گفتيد:گوگوش گوش مي دهيد. يا حضور شما با پيراهن آستين كوتاه و حالتي متكبرانه در كنار مقام معظم رهبري و انتظار دريافت مدال به عنوان اَسوه هنر(بماند كه در اين مورد جواب دندان شكني از مقام معظم رهبري دريافت كرديد.)

آقاي حاتمي كيا به ياد داريد در برنامه شب نقره اي وقتي مجري از شما درباره مسعود ده نمكي و اخراجي ها 1 نظر شما راپرسيد.با حالتي متكبرانه گفتيد:بگذاريد جلو بيايد، هنوز زود است، اين كار اول اوست.

آقاي حاتمي كيا اميدوارم سير صعودي آقاي ده نمكي مانند شما نباشد كه از ديده بان، برج مينو، و از كرخه تا راين به دعوت رسيديد.

آقاي حاتمي كيا يادمان نرود كه آرمان شهيد آويني رسيدن به سينماي متعهد بود. گزاره هاي سينماي متعهد در دعوت كجاست، متأسفانه در دعوت شما قطره اي از تعهد به چشم نمي خورد.

آقاي حاتمي كيا مگر ما كم فيلم و كارگرداناني داريم كه هنوز با گذشت 30سال از انقلاب معتقدند براي كشاندن تماشاگر به سينما بايد سكس و خشونت به سينماي ايران بازگردد. شما چرا به اين جرگه پيوسته و سكس را خميرمايه دعوت قرار داده ايد.

آقاي حاتمي كيا متأسفانه شما از آويني و انديشه اش عدول كرده ايد. من نميگويم شما خود قضاوت كنيد، آقا مرتضي امروز اگر در ميان ما بود آيا فيلمي به نام دعوت مي ساخت؟! يا فيلمي ميساخت براي به تصوير كشاندن زنده شدن گفتمان انقلاب و عدالت در دهه سوم انقلاب.
|+| نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه ششم فروردین 1388  |
 راه نجات سینمای ایران

من هم مثل خيلي هاي ديگه از تكنيك هاي سينمايي لذت مي برم.ولي تخصصي در اين زمينه ندارم.و بيشتر به محتوا و پيام آشكار و پنهان فيلم توجه ميكنم. كه البته نقطه قوت سينماي ايران هم محتوي آن است. دليل من بر اين مدعا فيلم هايي هستن از قبيل آواز گنجشك ها، خيلي دور خيلي نزديك،بچه هاي آسمان، به رنگ خدا و بيد مجنون كه توانستند در جشنواره هاي بين المللي جوايزي را كسب كنند. همين طور كه مي بينيد نقطه قوت اين فيلم ها محتوي آنان است. پس سينماگران ما براي موفقيت و حضور در عرصه بين المللي بايد در وهله اول محتوي قوي براي فيلمنامه هاي خود انتخاب كنند. به هر حال اين يك واقعيت است كه سينماي ايران در دنيا به عنوان سينماي شرقي و ديني شناخته مي شود. پس بياييم اين محتوي را تقويت كنيم و حرف اول سينماي معنا گرا را در دنيا بزنيم. كه بدين وسيله علاوه بر ارتقاي سينماي ايران، مي توانيم گفتمان انقلاب را هم در قالب محتوي گنجانده وپيام انقلابمان را در از طريق سينما به دنيا ابلاغ كنيم. اين راه نجات سينماي ايران از يك سو وصدور انقلاب از طريق بزرگترين و فراگيرترين رسانه جمعي ميباشد.

|+| نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه ششم فروردین 1388  |
 نوروز و انحرافات

سلام

سلامي به طراوت بهار، سبزي طبيعت و سلام به نوروز و سنت هاي زيبايش، سنت هايي همچون خانه تكاني، نظافت، ديد و بازديد(صله رحم) ولي آيا نوروز ما فقط همين سنت هاي خوب است؟!!!!

متاسفانه همراه با نوروز سنت هاي غلطي به آن لاحق شده و در طول ساليان از حاشيه به متن آمده است.

مثلاً مراسم چهارشنبه آخر سال(چهارشنبه سوري) كه با موازين اسلامي منافات دارد.كه اگر از اين جنبه به اين مسأله نگاه نكنيم. وآن را يك سنت قديمي ايراني بدانيم. محققان آن را تحريف تاريخ مي دانند. و معتقدند كه اين رسم ايراني نيست و حتي فراتر از آن معتقدند بيگانگان با آوردن آتش (كه براي ايرانيان مقدس بوده )به كوچه و بازار و گفتن جملاتي از قبيل سرخي تو از من و زردي من از تو قصد استخفاف و سبك شمردن آن را داشتند. بماند كه امروز انواع و اقسام  مواد منفجره به اين رسم غلط ملحق گشته و هر سال صد ها پدر و مادر را در ماتم فرزندانشان مي نشاند. 

اما هدف من از مطرح كردن اين بحث بيشتر جنبه اسراف و مصرف گرايي در نوروز است. شما ببينيد در نوروز همه چيز محكوم به تازه شدن است. به هر قيمتي كه باشد. حتي شايد قيمت آن تازه شدن نباشد بلكه چشم و هم چشمي باشد.

يكي از مواردي كه به نوروز مقبوليت مي دهد. همين صله رحم در آن است. اينك خود قضاوت كنيد. اين ديد و بازديد هاي ما كجايش بوي صله رحم ميدهد. صله رحم آدابي دارد. و اهدافي را دنبال مي كند. از جمله رفع مشكلات همديگر و با خبر شدن از احوال و اوضاع يكديگر. ولي ما چگونه عمل مي كنيم. تنها چيزي كه در ديد و بازديد هاي ما خبري از آن نيست احوال پرسي است. تازه اگر احوال پرسي هم بكنيم اصلاً حاضر نيستيم  براي حل آن وقت بزاريم چه رسد به پول و...

ما در نوروز بيشتر خاله بازي ميكنيم. و سعي ميكنيم ميز پذيراييمان از ميز ساير اقوام پر رنگ تر باشد. بيشتر دوست داريم خانه و امكانات خود را به رخ ديگران بكشيم. لباس تازه روي لباس تازه ميخريم و هفت قلم آرايش مي كنيم.و......................

آري نوروز في نفسه خوب است. و حتي ميتواند باعث تعالي انسان گردد. و از همين رو است كه امام صادق عليه السلام نوروز را تأييد كردند. ولي همين طور كه ميبينيد. آن نوروزي كه مورد تأييد امام صادق عليه السلام بود اين نوروز نيست. نوروزي كه در آن اسراف، گناه، دروغ، تحريف وشرك راه دارد مورد تأييد اسلام، عقل و عقلا نبوده ونيست.

(راستي من در نوروز امسال صحنه جالبي ديدم. يكي از اقوام محترم كه كارمند دادگستريه به همراه خانواده با ماشين دولتي در حال انجام يكي از مستحبات به نام صله رحم بود.!!!!؟؟؟؟!!!)

 

 

|+| نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه ششم فروردین 1388  |
 
 
بالا